تردید بدترین و بهترین احساس آدمیست. منشا تمام تحولات روحی و اجتماعی، اعتقادی و ایدئولوژیکی است. تردید باعث می شود به همه ی باورهای پوچ و بی اساس زندگیت پشت پا بزنی، شک کنی و برای اثبات یا ردش تلاش کنی. باعث می شود دائما خودت را بسازی، از نو با مصالحی نو. تردید مانور فکر است و اندیشه. باعث تکامل است و تعالی؛ شرط پیشرفت نارضایتی از وضع موجود و جستوجوی کمالی برتر است. که در ابعاد گسترده مستلزم شک در مفاهیم پایه است.
اما تردید می تواند بد باشد. ویرانگر و عذاب آور! شک اعتقاداتت را زیر سئوال می برد. بندهایت را سست می کند. مهارهای درونیت را بر می دارد. شک باعث عدم تعادل می شود، که نتیجه اش خطاست. شک مقدمه ی گناه است. گناه باعث عذاب وجدان است. و چون هنوز رگه های منطق و اعتقادت از بین نرفته، چون نتوانستی ردش کنی. باعث می شود از خودت دلگیر بشوی. Self Respect تو زیر سئوال برود. و این احساس ضعف، نفرت از خود باعث تردیدهای جدید می شود (تردید ← خطا و گناه ← نفرت ←تردید بیشتر) که توی یک دور باطل به همه جای زندگی و احساس و اندیشه ات گسترش پیدا می کند. آخرش چشم هایت را باز می کنی می بینی از همه عالم و آدم بی زاری! به خودت اعتماد نداری. هیچ چی خوشحالت نمی کند. هیچ ارزشی برایت نمونده است. احساس می کنی دلت برای شرم آورترین موقعیت های زندگیت تنگ شده، حسرتشان را می خوری و در عین حال ازین شوق خطا عذاب می کشی!
پاورقی: و من تردید کردم!
میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام راستگو مبارک باد:
بار خدایا!
از تو خواهان نکو داده های پاک و گوارا هستم
خواهم که کردارهای نیک کنم
کارهای ناپسند را فرو نهم
و درماندگان را دوست بدارم.
از تو، عشق تو را خواستارم
و دوست داشتن هر کار و کرداری که
به دوست داشتن
نزدیک نماید.
از تو می خواهم که بر من به مهر باز آیی
و از من درگذری
و مرا بنوازی
و آن گاه که خواستی این مردم را عذاب کنی
مرا بی آشفتگی
به سوی خود بری.
برگرفته از کتاب مناجات های پیامبر(ص)- دکتر محمود مهدوی دامغانی
ر.ک. غزالی ترجمه احیاء ج1 ص687