قسمت اول : امسال اسمم برای حج دانشجویی در نیومد !
توی غربت اتاقم میشینم و واژه هایی که این همه سال
بخوردم دادن توی ذهنم نشخوار میکنم :
قسمت سعادت صلاح
همه ی اینها فقط مسکن ان و وقتی زیاد از مسکن ها
استفاده کنیم دیگه اثر نمیکنن.
میگم : بزرگترین خواسته ام از تو. . .
(سکوت). . .
صداهای پشت پرده : شاید . . . صلاح نیست . . . قسمت این
بوده . . . لیاقت نداشتی . . . لیاقت بهتر از این ها رو
داری!!!!
همه ی اینها فقط حکم مسکنی شده که فقط التهابمو
بیشتر میکنه که تا آخر راه بمونم و ببینم صلاحم چیه
و چی قسمت میشه و چقدر لیاقت دارم .
این روزا که خیلی ها تو تکاپو ی زدن واکسن وگرفتن
ویزا و وام دانشجویی حج هستن ((دختری)) هست که
داره راهشو از ستاره ی شمال دور میکنه . . .
برای من نسخه داروی مسکن ضد التهاب بدین .
(NSAID) .یا نه اصلا دردم و دوا کنین .
0و1:میترسم چشمام و ببندم و باز کنم و ببینم معجزه
اومده و رفته و منم خواب بودم .