
از بهترین خاطرات حجم زمان هایی بود که بر ستون های مجلل مسجدالنبی تکیه می زدم و عظمت سادگی پیامبر را در سخن او جست و جو می کردم. در مکان سابق کوچه ی بنی هاشم و رو به بقیع می ایستادم و غربت فاطمه و داغ علی را از گوشه ی چشم او نظاره می کردم. رو به روی کعبه می نشستم، گرد خانه طواف می کردم و جای ذکر، لذتی از طواف را از حج دکتر شریعتی را استشمام می کردم و در آن قبله ی تمام جهت ها بی جهت می شدم...
«خدا مطلق است، بی جهت است. این تویی که در برابر او جهت می گیری»
امروز شهادت بزرگ مردی است که نه تنها در عمره ام که در روزها و ساعت های بسیاری از زندگی ام مدیون اندیشه ها و آموزه هایش هستم. او که معلم اصلی انقلاب بود و نماد روشنفکر اسلامی. که یک نسل را آموخت می توان به قضا و قدر معتقد بود، منتظر منجی بود، اما در برابر ظلم معترض شد:
«آن که معترض نیست، منتظر نیست. و منتظر، معترض است»
آنکه یاد داد می توان معتقد بود، دین داشت اما عقل را کنار نزد و فلسفه را ترد نکرد...
فریاد زد آیه های قرآن افسانه و داستان نیست، امروز هم جامعه ی ما پر است از کفر و بت پرستی..!
«بت پرستی عبارتست از توجیه وضع اجتماعی به وسیله ی خدایان و بوسیله ی دین» (میعاد با ابراهیم 168)
روحش شاد و یادش زنده باد

میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام راستگو مبارک باد:
بار خدایا!
از تو خواهان نکو داده های پاک و گوارا هستم
خواهم که کردارهای نیک کنم
کارهای ناپسند را فرو نهم
و درماندگان را دوست بدارم.
از تو، عشق تو را خواستارم
و دوست داشتن هر کار و کرداری که
به دوست داشتن
نزدیک نماید.
از تو می خواهم که بر من به مهر باز آیی
و از من درگذری
و مرا بنوازی
و آن گاه که خواستی این مردم را عذاب کنی
مرا بی آشفتگی
به سوی خود بری.
برگرفته از کتاب مناجات های پیامبر(ص)- دکتر محمود مهدوی دامغانی
ر.ک. غزالی ترجمه احیاء ج1 ص687