تبليغاتX
سنگِ نشان - سعی صفا و مروه
کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نشود / حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست

خدایا یقینا مرا بسیاری گناهان و زیادی خطا ها در برگرفته اند و رحمت و آمرزش بی کران نزد توست. ای کسی که مستجاب کرد دعای منفورترین خلقش را زمانی که گفت مرا تا روز برانگیخته شدن فرصت ده. دعای مرا نیز مستجاب فرما.

رب اغفر و ارحم و اعف و تکرم و تجاوز عما تعلم انک تعلم و مالا نعلم – پروردگارا بگذر از آنچه از اعمالمان می دانی که تو آگاهی بر آنچه خود نیز نمی دانیم – انک انت الله الاعز الاکرم (گزیده ای از دعای شوط هفتم طواف و سعی)

بارها شده در طول روزهای تکراری زندگانی خویش در پیچ و خم مشکلات، آن جا که دیگر از همه چیز مایوسیم دست به دعا برداشته از ته دل او را می خوانیم، اما دریغ از پاسخی که... اوقات بسیاری بر ما گذشته، که در تنگ نای تلاش بی امان دست خالی می مانیم و آنجاست که درخت شوم یاس و بی اعتمادی در دل شوریده ریشه می دواند و علف های هرزه ی تردید و شبهه به جان ساقه ی ایمانمان می افتد. اما اشکال کار ما کجاست؟

حج در اسلام یک سفر صرف نیست، زیارت هم نیست. در دیده ی کسانی که قسمتی از حقیقت حج را درک کرده اند، این یک دوره ی فشرده انسان شناسی است به روش Self Teaching که در قالب حرکات و نمادها به حاجیان آموخته می شود تا آن ها را به تدبر وا دارد و در پایان دوره از آنان انسان هایی بسازد که هر یک ابراهیم وار تزکیه شده و به اصلاح جامعه ی خود بپردازند. سعی بین صفا و مروه نیز مثل تمام مناسک حج عملیست با دو صورت ظاهر و باطن. این جا هم پروردگار معارف خویش را در قالب مثال و نماد در آورده است. افلا یتفکرون؟

سعی داستان یقین ابراهیم است در رها کردن زن و فرزند در سرزمینی بی آب و علف. داستان تلاش هاجر برای یافتن آب، زمانی که تنها ماند با عطش سوزان و تشنگی جگرگوشه. جایی که جز خدا امیدی نبود. حس نیاز مطلق، حالتی که قلب ها نسبت به پروردگار خویش خاشعند، جایی که هیچ فاصله ای بین خود و خدای خودت نمی یابی. و یا جایی که اگر ایمانت بلرزد وسوسه ها در دلت غوغا می کنند. تردید می کنی، مایوس می شوی.

سعی کلاس تلاش است و زندگی دنیا. همان طور که طواف نماد عشق است و عالم معنا. در طواف بنده یاد می گیرد، که نه به یاد می آورد که عاشق پروردگار خویش بوده. الست بربکم پاسخ داده و پیمان کرده که عبودیت کند. یاد می گیرد مثل پروانه عاشقانه به دور شمع بگردد. طواف چرخش است. که گردش نماد عشق است و سرسپردگی! در عشق حرکت دوران است اول و آخر خط یکیست. تو می چرخی همراه همه ی هستی و هفت دور، که هفت نماد بی نهایت است یعنی تا هستم. در طواف رسیدنی در کار نیست، فقط حرکت مطلق است تو حتی حق نداری حین طواف خانه ی دوست را لمس کنی حق نداری برسی! باید فقط گردش بچرخی مثل پروانه ای که اگر شعله را لمس کند می سوزد. مثل الکترونی که اگر به هسته برسد نابود می شود.

اما در سعی یاد می گیری به جلو حرکت کنی. برای یافتن مقصود تلاش کنی. می آموزی از دیدن سراب مایوس نشوی. در سعی حرکت خطی است. اول و آخر دارد. یعنی تا هدفی داری باید برایش تلاش کنی. حتی اگر هیچ نیابی. که وظیفه ی تو یافتن آب نیست سعی است برای یافتن آب. و شگفت آنست که زمزم تو نه در سعی و از تلاش تو که کنار کعبه همان جا که طواف کردی، و در سایه ی عشق و توکلت، و به عنایت معشوق بدست خواهد آمد. اما سعی تو شرط است.

بازگردیم سر مقتدا و معلم کلاس، همان که باید پا جا پای او بگذاری. هاجر زنیست سیه چرده، کنیزیست که خانمش بر او خشم گرفته و تبعید شده. در پست ترین و بدترین حالت و طبقه اجتماعی ممکن. رها شده در صحرایی سوزان بدون آب و توشه ای و حتی آینده ای معلوم، صرفا به وعده ی یاری خدا از زبان پیامبرش. تو بازیگر چنین نقشی هستی، این جا که رسیدی تو هیچی. یک از هزارها آدم سیاه و سفید و بلند و کوتاهی که در کنارت می روند، ذکر می گویند و هروله می کنند. باید قبلا همه چیزت را جا گذاشته باشی. باید آخرین داشته ها و وابستگی هایت را در میقات کنده باشی. در طواف عشق را آموخته باشی تا این جا بتوانی توکل کنی، از صفا تا مروه را با عطش امیدوارانه طی کنی، سراب ببینی و مایوس نشوی.

سعی به تو می آموزد مهم نیست کیستی. چه رنگی هستی بنده ای یا آزاد؟ به سوی خدا نیت کن، دل از غیر او آزاد گردان و برای او تلاش کن و ایمان داشته باش که حتی، اگر تمام اسباب ظاهر ناموافق بود اگر نیت تو اوست، هرگز تنها نیستی «سوگند به روشنایی روز و به شب چون آرام گیرد که خداوند هرگز تو را رها نکرده و بر تو خشم نگرفته است». که اگر یاد بگیری و به کار بندی، کمترین پاداش تو زمزم است. و بالاتر آن که

پروردگار، خود را نسبت به تو شاکر می داند. نهایت لطف و عنایت! لطفی که کنیز سیاه را اسوه ی تمام موحدان و حاجیان می کند. جزء شعائر خدا، چنان که تا تاریخ هست باید به او اقتدا کرده پا جا پای او نهاد.

ان الصفا و المروه من شعائر الله فمن حج البیت او اعتمر فلا جناح علیه ان یطوف بهما، و من تطوع خیرا فان الله شاکرٌ علیم.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 0:20 توسط :: حامی ::